menuordersearch
dolatmardpub.ir

آسیب شناسی تحزب در بستر فرهنگ سیاسی ایران ,

تماس بگیرید
آسیب شناسی تحزب در بستر فرهنگ سیاسی ایران
 تصویر پشت جلد
 تصویر جلد
...
آسیب شناسی تحزب در بستر فرهنگ سیاسی ایران
(0)
(0)
رضا صادقی
نویسنده
رضا صادقی
تعداد
+
_
عدد
0
قیمت
100,000 تومان
مشخصات کتاب
نویسندهرضا صادقی
تاریخ نشرزمستان 1403
نوبت چاپ اول
تعداد صفحه 142
شابک978-622-5754-12-6‬
معرفی

این کتاب درصدد بررسی زمینه ها و چالش های شکل گیری و فعالیت احزاب و نهادهای مدنی به عنوان ارکان مشارکت و رقابت گروه ها در ایران و ریشه یابی علل ناکامی در نقش آفرینی‌ آنها در سپهر سیاسی کشور در فاصله 1320 تا 1357 بود و بر موانع و چالش های تحزب تمرکز کرد. نویسنده ضمن بررسی نقش عوامل مهم نحوه شکل گیری و کارکرد احزاب در ایران، به تأثیر فرهنگ سیاسی مردم به عنوان عاملی ریشه ای در پدیده تحزب در کشور توجه ای ویژه کرد. وی ضمن بررسی نگرش و رویکردهای نظام سیاسی پهلوی نسبت به تحزب و مشارکت سیاسی از یک سو و بررسی تطبیقی کارویژه های متعارف حزبی با عملکرد و سابقه احزاب در ایران از سوی دیگر، ویژگی ها و ابعاد فرهنگ سیاسی ایران را به عنوان زمینه لازم جهت شکل گیری و بالندگی احزاب شناسایی و تبیین کرد.

مقدمه

تجارب تاریخی نشان می‌دهد که دموکراسی در مقام مقایسه با دیگر شیوه های مدیریت کلان جامعه، بهترین نوع حکومت است. به لحاظ عملی، این شیوه حکومت با به حساب آوردن رأی تک تک افراد و مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم‌ آنها در تشکیل نهادها و شوراها، مسئولیت اداره جمعی جامعه را به بهترین وجه بین اکثریت افراد توزیع می‌کند و از رهگذر همین توزیع قدرت، داشتن نظام پارلمانی ممکن می‌شود. البته مشارکت سیاسی از جمله مفاهیمی است که ابهام و پیچیدگی دارد و رواج این اصطلاح باعث شده که ابهام معمول آن چندان مورد توجه نباشد. اما چنان چه به طور جدی و عمیق درباره آن بحث شود، به ویژه اگر کاربرد آن در عرصه سیاسی ایران مدنظر باشد، ابهامات و پیچیدگی های آن یک به یک خود را نشان خواهند داد. حال اگر احزاب و نهادهای مدنی را به عنوان ابزارهای ضروری و محمل مشارکت مستمر شهروندان یا به تعبیر برخی صاحب نظران علم سیاست، «چرخ دنده های ماشین دموکراسی» تلقی کنیم، بی شک نحوه ظهور، عملکرد و میزان کارامدی احزاب سیاسی در یک جامعه، با درجه مشارکت شهروندان و گروه های اجتماعی در تصمیم گیری ها و نقش‌ آنها در تعیین سرنوشت جامعه ارتباط مستقیم خواهد داشت.
در دنیای امروز حکومت های مبتنی بر سازکار دموکراتیک با مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی، از مقبول ترین نوع نظام ها به شمار می‌روند، به طوری که رهبران اکثر کشورها به نحوی پایبندی خود را به سطحی از دموکراسی ابراز و سعی می‌کنند زمینه مشارکت آحاد مردم را در تصمیم گیری ها و اداره کشور فراهم نمایند. حتی اگر به اصل دموکراسی و مشارکت شهروندان معتقد نباشند یا آن را در تضاد با منافع خاص خود ببینند در ظاهر مخالفت نمی‌کنند و خود را همراه و پایبند دموکراسی نشان می‌دهند.
در دوران جدید، مشارکت سیاسی به عنوان حقی سیاسی تجلی یافته و در گذر زمان بسترها و سازکارهای متناسب با آن فراهم شده است تا مردم بتوانند به گونه ای مؤثر در تعیین سیاست ها و راهکارهای عمومی مشارکت و دخالت داشته باشند. مشارکت سیاسی در جامعه ای که مبتنی بر اصول دموکراسی باشد در اشکال مختلفی ظهور و بروز می‌یابد که از شکل مسالمت آمیز گرفته تا خشن را می‌تواند شامل شود. به عنوان مثال، شورش، راهپیمایی، شرکت در انتخابات و حتی عضویت در احزاب سیاسی از جمله انواع مشارکت سیاسی در جامعه هستند.
شاخص اصلی توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی است؛ مشارکتی که خود برخوردار از ابزارهای کارامد و سازمان های نهادمند باشد. مهم ترین عامل در حیات مشارکت واقعی و فعال، گذر از مسیر پرتلاطم، پیچیده، پر افت و خیز و آموزش دهنده مبارزات سازمان یافته و حزبی است؛ آن هم نه هر سازمان و حزبی بلکه تشکیلاتی نهادینه شده در طول زمان، بهره مند از محتوایی اثربخش و کارامد و این امری است که وقوع آن در جامعه و نظام سیاسی سنتی به سادگی میسر نیست.
از جمله ارکان و پایه های دموکراسی و مشارکت سیاسی، احزاب هستند. امروزه نظام سیاسی دموکراتیک، بدون انتخابات آزاد، احزاب مستقل و همچنین رسانه های آزاد و مستقل امکان شکل گیری ندارد. همچنین یکی از حقوق اساسی و قطعی ملت ها، حق تشکیل احزاب و البته عضویت آزادانه در‌ آنها است. مشارکت جویی آحاد جامعه نیز جز از طریق سازمان های سیاسی توانمند امکان پذیر نیست. بنابراین پرداختن به ابعاد گوناگون این موضوع و گشودن گره های موجود در تثبیت و تقویت این نهاد در کشور، می‌تواند به جامعه در دستیابی به حقوق خود و سامان دادن یکی از بنیان های دموکراسی یاری رساند.
احزاب یکی از ابزارها و سازکارهای مهم موجود در ساختار نظام های حکومتی جدید هستند که در فرایند ایجاد تحولات کیفی در ساختار اجتماعی و روند سیاسی نقش اساسی دارند. تأکید بر احزاب سیاسی زمانی آشکار می‌شود که بدانیم پیشرفت اقتصادی بدون تحول و تغییر مناسب در نظام سیاسی و اجتماعی، به طور تقریبی محال است. با توجه به این نکته و عنایت به این که اگر محور اصلی توسعه و دگرگونی سیاسی را مشارکت فعالانه و نهادمند مردم در سرنوشت سیاسی کشور در نظر بگیریم، باید بپذیریم که لاجرم، یک نظام سیاسی در حال توسعه، به منظور جذب و حل تعارضات موجود و نوظهور در جامعه ای سیاسی باید ظرفیت ها و گنجایش های لازم را توسط سازمان ها و نظام های نهادمند در درون خویش به وجود آورد.
در ایران، آشنایی نظری با دموکراسی و ملزومات آن نظیر آزادی، مساوات، قانون گرایی، قانون اساسی، پارلمان، تحزب، تفکیک قوا و غیره، مقارن با تکاپوی نوگرایان و نخبگان سیاسی آشنا با فرهنگ و تمدن مغرب زمین آغاز شد، اما تحقق عینی و عملی‌ آنها با وقوع انقلاب مشروطیت حاصل شد. به این ترتیب، نخستین سنگ بنای احزاب سیاسی رسمی و قانونی در دومین مجلس مشروطیت گذاشته شده و از آن به بعد با انواع فراز و نشیب های فراوان تا به امروز تداوم یافته است.
احزاب سیاسی همزاد نهادهای دموکراتیک هستند و در ایران نیز محصول جنبش ملی مشروطه خواهی بوده اند. اولین احزاب ایران تحت عناوین دموکرات و اعتدالیون شکل گرفتند. با پایان دوره رضا شاه که به طور خاص در دهه پایانی حکومت او نوعی انسداد سیاسی امکان هرگونه فعالیت حزبی را ناممکن کرده بود فضای سیاسی کشور تا حدودی به منظور ازسرگیری مجدد فعالیت احزاب آماده شد و طی 37 سال حکومت پهلوی دوم (1357ـ1320)، شاهد فراز و فرودهای زیادی در ظهور و فعالیت و گاه تعدد غیر متعارف احزاب شد. اما با وجود چندین دهه تجربه تحزب در ایران، هیچ کدام از احزاب این دوره فعالیت مستمر، نهادمندی و کارآمدی لازم را نداشتند و زمینه مشارکت شهروندان و گروه های اجتماعی را فراهم نکردند و بیشتر به صورت جریان های فصلی در مقاطعی بنا به اقتضای شرایط سیاسی متولد شدند و سپس مسیر افول را طی کردند.
در برخی مقاطع شرایطی پیش آمد که احزاب به طور کلی از عرصه سیاسی کنار زده شدند و به فعالیت های مخفی و زیرزمینی رو آوردند و گاهی، بر اثر وقایع و حوادث خاص سیاسی نظیر اشغال ایران، ملی شدن صنعت نفت، نهضت پانزده خرداد و موارد دیگر، ظهور متعدد و قارچ گونه داشتند به طوری که چند حزب با یک عنوان در گوشه و کنار مملکت سر برآوردند. همچنین در مواردی، به امید موقعیت و منزلتی، حول یکی از شخصیت های متنفذ سیاسی حلقه زدند و با مرگ، عزل یا کناره گیری آن فرد، حیات سیاسی خود را پایان یافته تلقی کردند. از سوی دیگر، گاه نماینده و مجری نیات و سیاست های بیگانگان در کشور بودند، گاه سلاح در دست گرفتند و مبارزه با نظام سیاسی را هدف قرار دادند و حتی در برخی مقاطع به کل در خدمت و مجری دستورات رژیم حاکم بود.
در این عدم مطلوبیت یا فعالیت مستمر و محقق نشدن کارویژه های متعارف حزاب ایران در دوره یاد شده عوامل متعددی نقش داشته است که می‌توان به مهم ترین‌ آنها از جمله فرهنگ سیاسی مردم، ساختار سیاسی، نحوه شکل گیری و عملکرد احزاب، ساخت اجتماعی و اقتصادی، عدم استقلال و وابستگی به دولت یا بیگانگان، نقش قدرت های بیگانه و همچنین تلقی وارداتی بودن و تعارض با سنت ها و مبانی دینی از پدیده تحزب اشاره کرد.
گذشته تاریخی احزاب سیاسی ایران حاکی از این واقعیت است که نظام حزبی ما خواه از حیث دارا بودن ساختار و توان حزبی، خواه از حیث تحقق کارویژه های مختص خود و خواه از بعد مقبولیت عامه و در نهایت از نظر استمرار و پایداری، با ناکامی و ناکارامدی مواجه بوده است به طوری که علل این شکست تا کنون موضوع پژوهش هایی متعدد قرار گرفته است. نظریه غالبی که از جانب جمع زیادی از محققین، فعالان عرصه تحزب و سیاست پژوهان درخصوص عدم توفیق تحزب در ایران عنوان شده معطوف به ساختار سیاسی و حکومت استبدادی است. این دسته از محققین بر این باورند که ساختار استبدادی حکومت مطلقه در ایران به طرق مختلف باعث شکست احزاب سیاسی شده است؛ با این توضیح که از طرفی «شیوه تولید آسیایی» در گذشته و از سوی دیگر سیاست های «شبه مدرن» در دوران پهلوی مانع از شکل گیری احزاب در طبقات مستقل شده است. این در حالی بود که در کشورهای سرمایه داری غربی، در اساس، منافع و استقلال طبقاتی بودند که پیش زمینه های برپایی احزاب سیاسی را فراهم کردند. از سوی دیگر، دولت های استبدادی با ایجاد ناامنی و عدم پایبندی به قانون و فقدان مرجع قانونی، هم باعث جدایی رهبران و تشکل های سیاسی از پایگاه های اجتماعی خود شده اند و هم از تداوم و تقویت فعالیت های حزبی در ایران ممانعت کرده اند.
برخی دیگر از محققین، شکست احزاب سیاسی را از دریچه عوامل اجتماعی مورد کنکاش قرار داده اند. به گمان‌ آنها علل شکست احزاب سیاسی ایران را بیش از هر عامل دیگری باید در ویژگی های ساختار اجتماعی، موقعیت و منابع گروه های اجتماعی و در خصایص سیاسی این گروه ها جستجو کرد؛ با این استدلال که گروه های اجتماعی عمده ایران (اعم از طبقات، اقشار و لایه های اجتماعی و همچنین گروه های قومی، مذهبی و...) به دلیل ویژگی ها و خصایص سیاسی خود نتوانسته اند به خاستگاه و پایگاه اجتماعی قدرتمند و بادوام برای احزاب و گروه های سیاسی تبدیل شوند. دیدگاه مذکور بر این اصل استوار است که به دلیل این که احزاب و گروه های سیاسی در جوامع دموکراتیک بر محور شکاف های فعال اجتماعی شکل گرفته و تداوم یافته اند و در واقع، احزاب سیاسی این جوامع چیزی جز انعکاس سیاسی گروه های قدرتمند اجتماعی و نمایندگی این گروه ها در عرصه منازعات سیاسی نیستند و از آن جا که در تاریخ معاصر ایران (دوره پهلوی) هیچ گاه توازنی بادوام در منابع قدرت گروه های اجتماعی به وجود نیامد، نمی‌توان از موجودیت و کارامدی احزاب سیاسی سخن گفت.
دیدگاهی دیگر نیز وجود دارد که شکست احزاب سیاسی را از منظر علل اقتصادی تبیین و تحلیل کرده است. این دیدگاه که معطوف به فعالیت های حزبی در بیشتر جوامع در حال توسعه است، عدم تقارن میان توسعه سیاسی و اقتصادی را دلیل شکست احزاب سیاسی ایران می‌داند. با این توضیح که انقلاب مشروطیت اگرچه تحولی در ساختار سیاسی پدید آورده است، اما در زمینه رشد و توسعه اقتصادی به موفقیتی نرسید. بنابراین فقر مضاعف، بیکاری و وجود نداشتن مؤسسات آموزشی، زمینه دلسردی، انفعال و بی تفاوتی، سیاست گریزی و به طور کلی بیزاری از دستاوردهای سیاسی انقلاب مشروطیت را فراهم کرد، حال آن که در اساس، احزاب سیاسی در جوامع غربی بر پایه منافع طبقاتی (به طور معمول، اقتصادی) شکل گرفتند و تداوم یافته اند.
در این میان، دیدگاهی سنتی و مستمر نیز در میان ایرانیان اعم از توده های مردم یا نخبگان سیاسی وجود دارد که نه فقط شکست احزاب و گروه های سیاسی بلکه تمام ناکامی های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به جای مرتبط دانستن به عوامل داخلی، متوجه نقش مستقیم یا غیر مستقیم عوامل خارجی و به طور مشخص، کشورهای امپریالیستی کرد. به این صورت که در دوره شکل گیری احزاب تا پایان حکومت پهلوی، این دسته کشورها یا با پشتیبانی از رژیم های استبدادی، به سرکوب احزاب و گروه های مستقل و آزادی خواه کمک کردند یا با حمایت و تقویت از برخی از احزاب و گروه های وابسته، زمینه تنفر و بدبینی مردم نسبت به تحزب را فراهم آوردند یا با گسترش نفوذ سیاسی ـ اقتصادی خود و وابسته کردن کشور به زنجیره امپریالیسم، مانع از تشکیل و تقویت «دولت ملی» در ایران شدند. تشکیل و تقویت «دولت ملی» مستحکم و قوی است که زمینه تقسیم قدرت و مشارکت سیاسی را فراهم می‌آورد و فلسفه احزاب سیاسی نیز از اعتقاد به مشارکت در قدرت سیاسی زاییده شده است.
بدیهی است که سنت چند سببی نگریستن به علل پدیده های سیاسی و اجتماعی، از مشخصه های بارز علوم اجتماعی و به ویژه جامعه شناسی سیاسی محسوب می‌شود. پیرو همین اعتقاد، رد یا پذیرش هر یک از دیدگاه های مذکور در خصوص علل ناکامی احزاب سیاسی در ایران به طور مطلق و تک عاملی نه صحیح است و نه شایسته و البته هر یک از عوامل مذکور فقط بخشی از واقعیت چرایی ناکارامدی احزاب سیاسی ایران را در خود دارد که هر یک از‌ آنها وقت بررسی و تأمل خاص خود را مطالبه می‌کند. حتی ممکن است دیدگاه هایی دیگر نیز وجود داشته باشد. اعتقاد بر این است که تأکید بر یک علت خاص به طور قطع ما را از ارائه آسیب شناسی مطلوب درباره احزاب و گروه های سیاسی ایران باز خواهد داشت. البته این سخن به معنای نفی اعتقاد به طبقه بندی علل بر اساس اولویت ها نخواهد بود.
کتاب حاضر با تأیید و تأکید بر عوامل مختلف و متعدد، بر این باور است که مهم ترین علل ناکارامدی و شکست احزاب و گروه های سیاسی را باید در سه دسته از عوامل شامل نحوه شکل گیری احزاب، کارکرد‌ آنها و فرهنگ سیاسی مردم (نخبگان و توده ها) جستجو کرد. تردیدی نیست که هنگامی از کیفیت ظهور، کارکرد احزاب و فرهنگ سیاسی در ایران سخن می‌گوییم، در واقع‌ آنها را با مفاهیم متعارف در جوامع و نظام های دموکراتیک کثرت گرای غربی، به عنوان بستر و زیربنای تشکیل و فعالیت های سیاسی در دو سده اخیر، مقایسه می‌کنیم زیرا نخستین متفکران و بانیان دموکراسی و تحزب در ایران نیز با در نظر داشتن همین الگوهای متعارف جوامع توسعه یافته باعث تحولات سیاسی و تشکیل احزاب در کشور شدند.
این کتاب درصدد بررسی زمینه ها و چالش های شکل گیری و فعالیت احزاب و نهادهای مدنی به عنوان ارکان مشارکت و رقابت گروه ها در ایران و ریشه یابی علل ناکامی در نقش آفرینی‌ آنها در سپهر سیاسی کشور در فاصله 1320 تا 1357 بود و بر موانع و چالش های تحزب تمرکز کرد. دلیل انتخاب دوره پهلوی دوم این بود که در این دوره تاریخی، بسیاری از کشورها حرکت شتابان توسعه در ابعاد گوناگون از جمله توسعه سیاسی مبتنی بر شکل گیری و گسترش نقش احزاب، تحکیم جامعه مدنی و نهادمند شدن مشارکت سیاسی شهروندان را تجربه کردند، اما در ایران تعداد زیادی احزاب و گروه های سیاسی به ویژه در فضای به نسبت باز دهه 1320 شکل گرفتند، اما ناکام از میدان خارج شدند.
نویسنده ضمن بررسی نقش عوامل مهم نحوه شکل گیری و کارکرد احزاب در ایران، به تأثیر فرهنگ سیاسی مردم به عنوان عاملی ریشه ای در پدیده تحزب در کشور توجه ای ویژه کرد. البته این به معنای کاستن از اهمیت سایر عوامل و ریشه های مؤثر در ایجاد این وضعیت برای احزاب نیست، اما به نظر می‌رسد در آسیب شناسی ها و پژوهش های انجام شده به عوامل یاد شده و به طور خاص به مسأله فرهنگ سیاسی کمتر پرداخته شده و بیشتر، نقش حاکمیت ها و ساختار سیاسی استبدادی مورد توجه بوده است.
نگارنده ضمن بررسی نگرش و رویکردهای نظام سیاسی پهلوی نسبت به تحزب و مشارکت سیاسی از یک سو و بررسی تطبیقی کارویژه های متعارف حزبی با عملکرد و سابقه احزاب در ایران از سوی دیگر، ویژگی ها و ابعاد فرهنگ سیاسی ایران را به عنوان زمینه لازم جهت شکل گیری و بالندگی احزاب شناسایی و تبیین کرد. به عبارت دیگر، با شناسایی ریشه های اصلی ناکارامدی احزاب و عدم نهادمندی تحزب در دوره پهلوی دوم، نحوه شکل گیری و کارکرد احزاب سیاسی در این دوره مرور شد و مؤلفه های فرهنگ سیاسی ایران و تأثیر آن بر فرایند تحزب توضیح داده شد.
دستیابی به هدف های مذکور می‌تواند به شناخت و رفع نقاط ضعف و توانمندسازی احزاب کشور و همچنین شکل گیری احزاب فراگیرتر و تعامل کارامد با حکومت منجر شود و در فراهم کردن زمینه مشارکت گسترده و مستمر و رقابت سازنده در جامعه ایران مساعدت نماید. همین طور بررسی و تحلیل کاستی ها و نارسایی های فرهنگ سیاسی
می تواند به نخبگان جامعه در تقویت و ارتقای فرهنگ سیاسی به فرهنگ مشارکتی و تحولات فرهنگی توسعه محور کمک کند.
موضوع این کتاب از این جهت حائز اهمیت است که با توجه به ساختار نظام سیاسی کنونی ایران و اداره کشور بر پایه آرای مردم و اتخاذ رویکرد توسعه محور با مشارکت شهروندان، به نظر می‌رسد بدون حضور احزاب و نهادهای مدنی کارامد، اهداف ترسیم شده در قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و برنامه های توسعه ای کشور با چالش هایی مواجه خواهد شد زیرا احزاب از ارکان ضروری مشارکت مستمر شهروندان و توسعه سیاسی به شمار می‌روند و ضمن شکل دهی و ساماندهی چارچوب های مشارکت و رقابت های سیاسی، نقش ویژه ای در ایجاد ثبات و پایداری نظام های سیاسی ایفا می‌کنند.
اما تجربه فعالیت های احزاب در ایران نسبت چندان با نقش ثبات دهی، پایدارسازی و کارامدی در راستای ایفای رسالت های متعارف حزبی ندارد. بنابراین بررسی و تحقیق در این حوزه و ارائه راهکارهایی به متولیان و تصمیم گیرندگان کلان نظام یکی از ضرورت ها است. با این توصیف، آسیب شناسی، ریشه یابی و بررسی علل ضعف و ناکارامدی احزاب در ایران به عنوان یک بایسته در این کتاب در نظر گرفته شد.
یافته ها و نتایج این کتاب، برای مخاطبان به ویژه احزاب، سازمان ها و نهادهای اجتماعی و غیر دولتی به منظور شناخت و رفع نقاط ضعف و بهبود تشکیلات و عملکرد خود مفید خواهد بود. به طور خاص، وزارت کشور، کمیسیون ماده 10 احزاب، استانداری ها و فرمانداری ها به عنوان دستگاه های متولی نظارت بر شکل گیری و فعالیت احزاب در راستای تعامل بهتر و کارامدتر با این گروه ها، می‌توانند از این کتاب بهره ببرند. همچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به عنوان مرجع عالی بررسی و تدوین سیاست های راهبردی توسعه در ایران، به منظور تقویت و توسیع فرهنگ سیاسی و رفع نیازها و خلاء های ساختاری و قانونی ارتقای فعالیت احزاب، امکان استفاده از این کتاب را خواهد داشت. در پایان، عموم دانشجویان، اساتید و پژوهشگران حوزه احزاب، فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی در ایران می‌توانند از یافته های کتاب بهره مند شوند.
 

فهرست مطالب

مقدمه 

     
حزب چیست؟    
مفهوم حزب    
از حیث لغوی    
از حیث اصطلاحی    
کارکردهای حزب    
کارکردهای مثبت    
کارکردهای منفی    
خاستگاه ها و انواع حزب    
خاستگاه های حزب    
انواع حزب    
تشکیل و انحلال احزاب    
تشکیل حزب    
انحلال حزب    
تأمین منابع انسانی و مالی حزب    
تأمين منابع انسانی    
تأمين منابع مالی    

 

فرهنگ سیاسی    
تاریخچه فرهنگ سیاسی    
مفهوم فرهنگ سیاسی    
انواع فرهنگ سیاسی    
فرهنگ سیاسی محدود (بسته)    
فرهنگ سیاسی تبعی    
فرهنگ سیاسی مشارکتی    
فرهنگ سیاسی و گروه های اجتماعی    

 

تحزب در ایران    
در باب شکل گیری و کارکرد احزاب در ایران    
چارچوب حقوقی تحزب در ایران تا انقلاب 1357   
رسميت یافتن تحزب و آزادی مشروط احزاب    
تأسیس و عضویت در احزاب ایران    
احزاب در دوره پهلوی دوم    
شکل گیری و فعالیت احزاب پیش و پس از کودتای 1332   
احزاب دوره پهلوی دوم    

 

دلایل شکست و انحلال احزاب    
فرد محوری    
عدم اهتمام در کارویژه های حزبی    
فعالیت فصلی و مقطعی    
ظهور احزاب دستوری و فرمایشی    
گرایش و سمپاتی برخی احزاب نسبت به بیگانگان    
نگاه معطوف به قدرت و دوری از اخلاق و مدنیت    
تعارضات ایدئولوژیک، قطبی کردن و کشمکش در فضای سیاسی    
کثرت نامتعارف    
خواستگاه قومی و منطقه ای    

 

تأثیرات فرهنگ سیاسی ایران بر تحزب    
فرهنگ سیاسی ایران از نگاه پژوهشگران    
مؤلفه های مغایر با تحزب و مشارکت در فرهنگ سیاسی ایران    
بی اعتمادی سیاسی    
ادبیات و کنش های چندگانه    
فرهنگ ستیز و خشونت به جای رقابت و همکاری    
فردگرایی    
سیاست گریزی    
شخصیت اقتدارگرا و فقدان مدارا    
ذهنیت تعارض مذهب با تحزب سیاسی    
عدم آگاهی و تردید در نقش مثبت احزاب    
غلبه فرهنگ اطاعت و تکلیف محور    
رسوب فرهنگ عشیره ای و خویشاوند سالاری    

 

جمع بندی و پیشنهادات    

 

ارجاعات

دانلود گزیده کتاب