menuordersearch
dolatmardpub.ir

تعارضات قدرت‌ در اوراسیای بزرگ , دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور ,

موجود
تعارضات قدرت‌ در اوراسیای بزرگ
 تصویر جلد
 پشت جلد
...
تعارضات قدرت‌ در اوراسیای بزرگ
(1)
(0)
دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور
نویسنده
دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور
تعداد عدد
قیمت
40,000 تومان
معرفی

این اثر با تمرکز بر آخرین تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی در منطقه اوراسیای بزرگ تر از چین تا اوکراین، به تجزیه و تحلیل روندهای موجود و ارزیابی دقیق مسائل داخلی و منطقه ای در این پهنه وسیع جغرافیایی می پردازد.
نویسندگان با بررسی راهبردهای ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا و آمریکا در اوراسیای بزرگ، مجموعه رویدادهای سیاسی مهم از بحران اوکراین گرفته تا تنش ها در دریای جنوبی چین را بررسی می کنند و از سوی دیگر با تمرکز با مفهوم قدرت ژئوپلیتیکی، مناسبات میان روسیه و اتحادیه اروپا در حوزه روابط انرژی را از این حیث ارزیابی می کنند.
در ادامه، در آن سوی اروپا، استمرار بحران امنیتی در اوکراین مورد توجه قرار می گیرد و از زوایای دید مختلفی به این بحران پراخته می شود. سپس با عزیمت به منطقه قفقاز جنوبی، سیاست های اتحادیه اروپا و روسیه در قبال ارمنستان بررسی می شود و همچنین تعاملات روسیه و ایالات متحده در قفقاز را از حیث جوانب همکاری و رقابت می سنجند.
پس از آن، همکاریهای چین و قزاقستان در جاده ابریشم نوین و دلایل و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
نویسندگان این اثر همچنین با تمرکز بر روسیه به عنوان کشور محوری اوراسیا، راهبرد مسکو در دو بحران اوکراین و سوریه که بر نظم جهانی آینده تأثیر می گذارد را مورد ارزیابی قرار می دهند و در ادامه آن، به جوانب گوناگون صحنه تقابل و تعامل روسیه با غرب و چین در آسیای مرکزی می پردازند.
از نظر روش هدایت پژوهش در این کتاب، هم تجزیه موضوعی و دسته بندی اهداف بازیگران در سطوح مختلف داخلی، منطقه ای و بین المللی وجود دارد و هم نگاه تاریخی و قیاسی به موضوع مورد بحث در زمینه ریشه های شکل گیری منازعات لاینحل ابرقاره اوراسیا که به نوعی به تاریخ، ارزشها و ایدئولوژی ملت های منطقه می پردازد. در مباحث هر فصل هم از ابزارهای نظری و هم از مثال های تاریخی در گذر زمان استفاده می شود.
همچنین باید افزود که نویسندگان دیدگاه های خود را در زمینه مورد بحث، در قالبی پژوهشی ـ تحلیلی و به دور از قضاوت های ارزشی بیان می کنند. آن ها چارچوب تحلیلی خود را بر این اساس ترسیم می کنند که چگونه ساختار ژئوپلیتیکی در اوراسیا، در صحنه نظریه و عمل، جایگاه اوراسیاشناسی را در رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای تقویت کرده است. نویسندگان همچنین استدلال می کنند که این تحول، نقطه اتصال رشته های علوم سیاسی یعنی بررسی سیاست داخلی کشورها و روابط بینالملل یعنی نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای شده است.

مقدمه

محیط جغرافیایی در طول تاریخ همواره تولیدکننده فرصت ها و محدودیت ها برای زندگی انسان ها بوده است. گروه-های انسانی همواره سعی می کنند فرصت ها را در جهت پیشرفت خود مورد استفاده قرار داده و بر محدودیت ها غلبه کنند. آشکار است این بعد سیاسی وجود انسان تضمین کننده منافع و بقای حیات او در برابر دیگران است. در این راستا بخشی از علل ظهور بعد سیاسی وجود انسان و گروه های متشکل انسانی، ناشی از تمایز در اهمیت و پراکندگی نامتناسب مواهب و امتیازهای موجود در محیط های جغرافیایی است که سبب شکل گیری خصلت سیاسی انسان در شکل تلاش برای زیستن و دفع تهدیدهای خود با اتکاء به محیط جغرافیایی شده است. به عبارت بهتر، در ذات و ساختار جغرافیای سیاسی جهان ویژگی ها و واقعیت هایی عینی نهفته است که به صورت بنیادین منطق رقابت را در بین کشورها و قدرت ها رواج می دهد. بنابراین با توجه به پراکندگی نامتناسب مواهب و امتیازهای طبیعی و انسانی در سطح جهان، تمایز در اهمیت ژئوپلیتیک مکان ها و مناطق مختلف جغرافیایی جزء خصوصیات ذاتی کالبد جغرافیایی جهان است و به منظور پیشبینی رفتار انسان ها و گروه های متشکل انسانی در درجه اول باید درجه اهمیت مکان ها و مناطق مختلف جغرافیایی را مشخص کرد، زیرا در بحث های ژئوپلیتیکی نقطه کانونی رقابت بر سر امکان ها و امتیازهای طبیعی و انسانی موجود در فضای جغرافیایی موجود در آن است تا از پس آن، امکان تحصیل قدرت برای حکومت ها و سازه های ژئوپلیتیکی فراهم شود. در این راستا توجه به نظریه های بسیاری از اندیشمندان ژئوپلیتیک نشان می دهد که شناسایی مناطق مهم و راهبردی جهان همواره یکی از دغدغه های آنان بوده است و جزء مهمی از نظریه های آنان به شناخت مناطق مهم جهان اختصاص یافته است. برای نمونه، زیربنای اصلی نظریه های مکیندر، اسپایکمن، سورسکی، ماهان و دیگران به معرفی و شاخص یابی مناطق مهم جهان معطوف شده بود و هرکدام از آنها با توجه به یک سری از شاخص ها به راهبردی بودن یک نقطه از جهان حکم می دادند. از این رو متخصصان ژئوپلیتیک همواره سیاست مداران را به تسلط یافتن و در اختیار گرفتن مناطق مهم جهان ترغیب می کنند تا از این راه، اسباب برتری آن کشور را بر سایر کشورها فراهم کنند. این تجویز متخصصان جغرافیای سیاسی در قرن بیستم تنها به عرصه نظر محدود نبوده و در موارد بسیاری مصداق عملی به خود گرفته است. بنابراین هدف بنیادین تسلط بر مناطق جغرافیایی مهم و کنترل آنها یکی از شالوده های بنیادین ظهور مطالعات ژئوپلیتیک بوده است. نکته کلیدی در نظر اندیشمندان ژئوپلیتیک این بوده است که راه حل نهایی برای از بین بردن رقابت در عرصه روابط بین الملل وجود ندارد و آنچه که تاکنون وجود داشته است رقابت مبتنی بر «منافع» حکومت ها بر سر دستیابی به مواهب و امتیازهای موجود در مکان ها و مناطق جغرافیایی مهم است.
یکی از مناطق جغرافیایی مورد منازعه در نظام بین الملل، اوراسیا می باشد. اوراسیا این گستره عظیم جغرافیایی با مساحت 53.4 میلیون کیلومتر مربع بزرگ ترین قطعه خشکی جهان را با بیش از یک چهارم سطح خشکی های جهان دربرمی گیرد. این ابرقاره، 75 درصد جمعیت جهان، 60 درصد تولید ناخالص ملی و 75 درصد منابع انرژی دنیا را شامل میشود. اوراسیا همچنین محلی است که به جز آمریکا، همه قدرت های پویا و جسور در آن قرار دارند. تمام قدرت های اتمی جهان به جز آمریکا در اوراسیا قرار دارند. بخش قابل توجهی از منابع اصلی و اولیه برای ادامه پیشرفت و توسعه اقتصادی، شامل کانی های فسیلی و معدنی نیز در این ابرقاره مکانگزینی شده است. از این رو، با توجه به وجود پیشنیازهای جغرافیایی تولید رقابت در این ابرقاره، باید ابعاد جغرافیایی آن با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
امروزه در سطح کلان، حاکمیت بر مناطق حساس اوراسیا، محور اصلی برتری جهانی است و در نتیجه، شاخص های مختص مناطق راهبردی جهان باید در این ابرقاره جستجو شود. به همین دلیل شکل آرایش نیروها، سیاست ایجاد اتحادیه ها، انتخاب شرکا و به کارگیری صحیح ابزارها و امکانات سیاسی، ارکان اساسی اعمال قدرت راهبردی در صحنه جغرافیای سیاسی اوراسیا است و رقابت های ژئوپلیتیکی در سایر نقاط جهان تبعی و حاشیه ای میباشد. به این ترتیب، به گفته برژینسکی، اوراسیا صفحه شطرنجی است که بر روی آن تلاش برای برتری جهانی ادامه می یابد و ارزیابی الگوهای رفتار ژئوپلیتیکی قدرت ها در اوراسیا تا اندازه زیادی ساختار آینده نظام ژئوپلیتیکی جهان را روشن خواهد کرد.
ابرقاره اوراسیا در طول قرن ها قلمروی بزرگترین یورش های تاریخ و عظیم ترین تحولات در مقیاس راهبردی بوده است و همیشه قدرت های جهانی از این ابرقاره برخاسته اند و هم اکنون نیز بزرگترین رقبای آمریکا در این قاره قرار دارند؛ ضمن اینکه از نظر منابع فسیلی و معدنی نیز این حوزه دارای منابع بسیار مهمی است. این منابع پس از پایان جنگ سرد اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است و یکی از دلایل بنیادین ظهور رقابت میان قدرت ها و کشورها دستیابی به این نعمت ها است. در ابتدای فروپاشی اتحاد شوروی تصور بر این بود که روسیه ای مردم سالار بهعنوان مرکز ابرقاره اوراسیا، گرایش بیشتری به ارزش های دمکراتیک خواهد داشت و می تواند شریک قابل اعتمادی در سیاست های ژئوپلیتیکی اوراسیا باشد. اما گذر زمان نشان داد که سیاست های ژئوپلیتیکی روسیه بر مبنای لیبرالیستی قابل دوام نیست و این کشور از فرهنگ راهبردی مختص خود بهره میبرد بهطوری که اقتدارگرایی در ذات فضای جغرافیایی کشور و به عبارت بهتر در حوزه خشکی نهادینه شده است. از این زمان بود که در نظر غرب هر نوع بهبود توان ژئوپلیتیکی روسیه به زیان منافع غرب در اوراسیا بوده است و آنها به دنبال این بوده اند که اتحادیه اروپا و ناتو را به سوی شرق گسترش دهند و از این راه، خواسته های ژئوپلیتیکی روسیه را محدود کنند. این در حالی بود که چین نیز در دهه 90 با وجود رشد شتابان اقتصادی و نظامی هیچ گاه به سمت به کار گرفتن آموزه های لیبرالیستی در حوزه روابط بین الملل حرکت نکرد و سیاست های به کار گرفته شده توسط این کشور همواره نقیض دیدگاه لیبرالی در روابط بین الملل بوده است. بنابراین در فضای ژئوپلیتیکی اوراسیا یک چین قدرتمند رو به ظهور است که دیدگاه های ژئوپلیتیکی خاص خود را نسبت به ابرقاره اوراسیا دارد و تداوم این سیاست های متعارض منجر به ادامه تضادهای ژئوپلیتیکی بین چین و قدرتهای غربی شده است. از سوی دیگر، اگرچه این مسأله غیرقابل تصور است که اتحادیه اروپا به رقیب ژئوپلیتیکی آمریکا تبدیل شود، زیرا ساختار سیاسی و بنیادهای معرفت شناسی این دو حوزه بهطور کامل با یکدیگر هماهنگ است، اما ظهور ترامپ، همه فرضیه ها را با پاسخ مثبت مواجه ساخت. با این حال این دو حوزه متعلق به حوزه دریایی هستند که دارای الزام ها و نیازهای هماهنگ در عرصه روابط بین الملل میباشند. بنابراین الگوهای رقابت در حوزه مناطق راهبردی به صورت کلی بین قدرت های خشکی و دریایی شکل خواهد گرفت. بر این مبنا به منظور الگویابی آینده این رقابت ها باید مناطق صاحب منابع انرژی و حوزه ها و معابر جغرافیایی دسترسی به این مناطق و به-صورت خلاصه، مناطق امتیازدار این ابرقاره را در چارچوب رقابت های قدرت های خشکی و دریایی شناسایی و مصداق یابی کرد تا به این وسیله بتوان آینده رقابت قدرت های جهانی را شناسایی نمود.
نویسندگان در این کتاب و در فصول مختلف در این باره بحث می کنند که چگونه ساختار ژئوپلیتیکی (اوراسیا)، در صحنه نظریه و عمل، جایگاه اوراسیاشناسی را در رشته های علوم سیاسی، روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای تقویت کرده است. نویسندگان همچنین استدلال می کنند که این تحول، نقطه اتصال رشته های علوم سیاسی یعنی بررسی سیاست داخلی کشورها و روابط بین الملل یعنی نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای شده است. شکل فصول این کتاب بر اساس اصول آموزشیِ ارائه شده در زمینه بیان دیدگاه ها در قالب متون کوتاه است. ویژگی اصلی این فصول نکته محوری است. هر فصل با یک نکته شروع می شود، نکته توسعه می یابد، با مثال ها و نمونه ها تقویت می گردد، با یک نگاه تعادلی تحلیل می شود و در نهایت با یک رویکرد حلالمسائلی و کاربردی به نتیجه می رسد. ویژگی های مهم دیگر فصول کتاب این است که نویسندگان دیدگاه های خود را در زمینه مورد بحث، در قالبی پژوهشی ـ تحلیلی و به دور از قضاوت های ارزشی بیان می کنند. از نظر روش هدایت پژوهش در این کتاب، هم تجزیه موضوعی و دسته بندی اهداف بازیگران در سطوح مختلف داخلی، منطقه ای و بین المللی وجود دارد و هم نگاه تاریخی و قیاسی به موضوع مورد بحث در زمینه ریشه های شکل گیری منازعات لاینحل ابرقاره اوراسیا که به نوعی به تاریخ، ارزش ها و ایدئولوژی ملت های منطقه می پردازد. در مباحث هر فصل هم از ابزارهای نظری و هم از مثال های تاریخی در گذر زمان استفاده می شود. در نهایت، شیوه استفاده از منابع به این صورت است که نویسندگان در موارد لزوم از دیدگاه های صاحبنظران در درون متن استفاده می کنند.
در فصل اول «راهبرد اتحادیه اروپا و آمریکا در اوراسیای بزرگ» مورد بررسی قرار می گیرد. با پایان یافتن جنگ سرد، ساختار ژئوپلیتیکی اوراسیای بزرگ، روسیه، چین، آمریکا و اتحادیه اروپا را درگیر رقابت بر سر اوکراین و دریای جنوبی چین کرده است. از نظر مسکو و پکن، گسترش آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا به شرق با هدف تحدید نفوذ منطقه ای روسیه و چین طرح ریزی شده است. بر این اساس، اوکراین و دریای جنوبی چین نیز به حوزه ای برای کشمکش میان روسیه، چین و بازیگران غربی بر سر نفوذ منطقه ای و حتی عاملی به منظور اختلاف میان آمریکا و اتحادیه اروپا منجر شد که این مسأله بستر تشدید تنش ها و افزایش بى ثباتى در منطقه اوراسیای بزرگ را فراهم کرده است. این اختلافات و تنش ها میان اتحادیه اروپا، آمریکا، روسیه و سرپیچی از خواسته های غرب در بحران اوکراین، تشدید اختلافات آمریکا، چین و همکاری های سیاسی، اقتصادی اتحادیه اروپا با دو کشور روسیه و چین، ضمن تضعیف روابط امنیتی اتحادیه اروپا با آمریکا، زمینه را برای گذار از نظام تک قطبی به نظام چند قطبی فراهم نموده -است.
فصل دوم، به دلیل اهمیت انرژی در مناسبات جهانی و بهطور ویژه، نیاز کشورها به گاز طبیعی، به «نقش قدرت ژئوپلیتیکی در روابط انرژی روسیه با اتحادیه اروپا» اختصاص می یابد. در این بین، مفاهیمی نظیر امنیت انرژی، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انرژی، خطوط انتقال گاز در گفتمان ژئوپلیتیک انرژی، جایگاه ویژه می یابند. مصرف بالا و نیاز روزافزون اتحادیه اروپا به انرژی به علت کمبود منابع و به تبَع آن، نیاز به واردات انرژی بهخصوص از روسیه بهعنوان بزرگ ترین دارنده منابع گازی جهان، عاملی است تا مسکو از قدرت ژئوپلیتیکی خود بهعنوان ابزاری جهت اجرای اهداف مدنظر خود در حوزه سیاسی و اقتصادی بهره گیرد. علاوه بر روسیه و اتحادیه اروپا، در این فصل، کشورهای واسطی که گاز روسیه به وسیله خطوط لوله از خاک آنها عبور می کند نیز بهعنوان بازیگر سوم تأثیرگذار در نظر گرفته شده اند. این فصل نشان میدهد که فضای حاکم بر روابط مسکو و اتحادیه اروپا در چارچوب ژئوپلیتیک، در مقاطع مختلف، دوگانگی همکاری و ستیز در قبال بحران اوکراین، پروژه های خط لوله، بسته انرژی سوم و تحقیقات ضد تراست اتحادیه علیه روسیه را به وجود آورده که این تغییر رویکرد متقابل، آغازگر دوره جدیدی از رقابت و همکاری ژئوپلیتیکی این دو بازیگر را رقم خواهد زد.
در شرایطی که نزدیک به چندین سال از آغاز بحران اوکراین و پایان دولت ویکتور یانکوویچ در کی یف می گذرد، طرح دیدگاه های متفاوت درخصوص رفتار روسیه و اتحادیه اروپا در قبال بحران اوکراین همچنان ادامه دارد. بنابراین در فصل سوم به بررسی چرایی و چگونگی طولانی شدن بحران اوکراین از سال 2013 تا 2018 پرداخته خواهد شد. جهت نیل به مقصود، مسأله اصلی، تقابل اتحادیه اروپا با روسیه در اوکراین و چرایی آن است که نوشتار پیش رو تلاش می کند تا در چارچوب مفاهیم بازیگری برترون و وگلر بدان بپردازد. با استفاده از مفاهیم بازیگری این فرضیه شکل می گیرد که واکنش اتحادیه اروپا به تهدیدات امنیتی بین سال های 2013 تا 2018 به علت عدم حضور یک سیاست امنیتی و دفاعی منسجم و عدم پذیرش رویکردهای اروپا از سوی روسیه نسبت به تحولات اوکراین، نتیجه ای جز الحاق کریمه به روسیه در سال 2014 و تشدید منازعات در دونباس و دریای آزوف برای اوکراین نداشته است. هر سه ابزار سیاست گذاری اتحادیه اروپا در قبال بحران اوکراین مانند اعمال تحریم ها، استقرار مأموریت امنیتی و دفاعی مشترک در نوامبر 2014 و برنامه شراکت شرقی به منظور مقابله با بازیگری قدرتمند روسیه تا سال 2018 نهتنها بینتیجه، بلکه موجب تشدید بحران نیز شده است.
یکی از بارزترین پیامدهای فروپاشی شوروی ایجاد خلاء قدرت در جمهوری های تازه استقلال یافته بود. بنابراین فصل چهارم به «سیاست اتحادیه اروپا و روسیه در قبال ارمنستان» اختصاص می یابد. این خلاء عاملی بوده تا کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای نظیر اتحادیه اروپا و روسیه از راه اتحاد و ائتلاف با جمهوری های قفقاز جنوبی از جمله ارمنستان در پی افزایش نفوذ خود در این منطقه باشند. با گسترش اتحادیه اروپا به شرق و سیاست همسایگی، اتحادیه اروپا تلاش میکرد تا با توجه به خواسته های امنیتی و اقتصادی خود به همسایه بی واسطه ارمنستان تبدیل شود. از طرف دیگر، راهبرد سیاست خارجی کرملین در رابطه با احیای قدرت امپراطوری روسیه و موقعیت ژئوپلیتیکی آسیب-پذیر و انزوای سیاسی ارمنستان، زمینه ساز همکاری های بیشتر کرملین ـ ایروان شده و موجب ارتقای روابط به سطح شراکت راهبردی گردیده است. با توجه اختلافات راهبردی بین روسیه و اتحادیه اروپا در قبال ارمنستان این فرضیه مطرح می شود که شراکت شرقی و سیاست همسایگی اتحادیه اروپا، تفاوت در پندار از موضوع امنیت و تلاش برای تثبیت نفوذ اقتصادی و سیاسی در منطقه ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی موجب بروز اختلاف میان مسکو و بروکسل در قبال ارمنستان شده است. این فصل تلاش دارد تا نشان دهد که تقابل در سیاست خارجی اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بهویژه در قبال ارمنستان چه پیامدهایی برای منطقه و این کشور داشته است.
فصل پنجم بر «تعاملات روسیه و آمریکا در منطقه قفقاز» متمرکز میباشد. منطقه قفقاز نسبت به سالیان گذشته کمتر مورد توجه اندیشمندان و تصمیم گیرندگان حوزه اوراسیا قرار گرفته است. زیرا مطالعات امنیتی این منطقه در حال حاضر تحت تأثیر درگیری مسلحانه در شرق اوکراین و آشفتگی های خاورمیانه می باشد. با این حال، قفقاز جنوبی به دلایل داخلی و خارجی، از شکنندگی ژئوپلیتیکی حادی رنج می برد و از آنجایی که تشدید رقابت میان روسیه و ایالات متحده پس از جنگ سرد به بالاترین حد خود رسیده است، فرایند درگیری و همکاری آنها در این بخش حساس اوراسیا مستحق توجه است. بنابراین، نویسندگان ضمن بررسی روابط دوجانبه مسکو و واشنگتن در قفقاز، سعی دارند وضعیت فعلی این منطقه و منطق همکاری و رقابت این دو قدرت در چند سال گذشته را تببین و تشریح کنند. بر این اساس این فصل به دنبال آن است تا علت ها و عوامل رقابت و همکاری محدود آمریکا و روسیه در قفقاز را تبیین کند. پندارهای مختلف از شیوه کسب منافع راهبردی، امنیتی و نظامی، باعث اختلاف روسیه و آمریکا در منطقه قفقاز شده است. این فصل بر همکاری های ایالات متحده و روسیه در رابطه با فرایندهای حلوفصل مناقشات قومی و سیاسی در آبخازیا، اوستیای جنوبی و قرهباغ کوهستانی متمرکز می شود.
فصل ششم تحت تأثیر ابتکار جاده ابریشم نوین به موضوع «دلایل و پیامدهای همکاریهای جمهوری خلق چین و قزاقستان در جاده ابریشم نوین» اختصاص می یابد. امروزه آسیا بهعنوان یک قاره پهناور با تحولات جدیدی روبرو است و بازیگران مختلف طرح هایی را در راستای تأمین اهداف خود در مناطق گوناگون آن ارائه داده اند. چین یکی از بازیگرانی است که با طرح «یک کمربند ـ یک جاده» اهداف بزرگی را در زمینه رشد اقتصادی، بهخصوص امنیت انرژی، گسترش حوزه نفوذ و تأثیرگذاری در مناطق مختلف، دسترسی به بازارهای جهانی و نیز ایجاد راه های ارتباطی و حمل ونقل مقرون به صرفه تر مطرح کرده است. ابرطرح کمربند اقتصادی جاده ابریشم نیز که مسیر اصلی آن از آسیای مرکزی می گذرد باعث شده تا قزاقستان نقش مهمی در این ابتکار پیدا کند. فصل حاضر معطوف به تبیین فرصت های همکاری قزاقستان و چین در قالب این ابتکار با اتکاء به روش های کیفی پژوهش است. در این راستا پرسش اصلی فصل این گونه مطرح می شود که عوامل مؤثر بر همکاری چین و قزاقستان در این طرح راهبردی کدامند؟ پاسخ اولیه نویسندگان آن است که برخی همپوشی ها در انتخاب های راهبردی دو کشور، نیازهای توسعه ای و موقعیت قزاقستان در ساختار ژئوپلیتیکی اوراسیا، از جمله عوامل کلیدی شکل دهنده به تعاملات دو کشور در این طرح محسوب می شوند.
فصل هفتم به «کنشگری روسیه در بحران اوکراین و سوریه و تأثیر آن بر آینده نظم جهانی» می پردازد. میراث فروپاشی شوروی برای روسیه مسائل عمده ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک بوده است و موقعیت این کشور در عرصه منطقه ای و بینالمللی را به نحو چشمگیری تغییر داد. این تحول بهطور قابل مشاهده ای در منطقه خارج نزدیک محسوس بود و باعث شد کشورهای غرب راهبرد بلندمدتی را به منظور جلوگیری از قدرت بزرگ شدن دوباره روسیه از طریق نفوذ در خارج نزدیک رقم بزنند. به همین خاطر مداخلات روسیه در بحران اوکراین و سوریه طراحی شده بود تا آمریکا را مجبور به پذیرش معامله جدیدی در مورد آینده نظم جهانی کند.
فصل هشتم به «اهمیت منطقه آسیای مرکزی» پرداخته است. آسیای مرکزی که بخش جنوبی قلمروی هارتلند را در نظریه مکیندر تشکیل می داد، در دوره جنگ سرد جزو قلمروی سیاسی ـ ژئوپلیتیکی شوروی بود. با فروپاشی شوروری، این منطقه هویت جغرافیایی ـ سیاسی مستقل پیدا کرد و بهعنوان فضای فاقد قدرت تأثیرگذار، به عرصه رقابت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شد. پس از استقلال این کشورها، روسیه به سرنوشت آنها توجه زیادی نکرد و این سبب شد تا سایر قدرت ها در پی گسترش نفوذ خود در کشورهای آسیای مرکزی برآیند؛ اما چندی نگذشت که روسیه توجه خود را به خارج نزدیک معطوف و تلاش کرد تا با ایجاد همگرایی گسترده امنیتی، اقتصادی، مانع حضور سایر قدرت ها در این منطقه شود. با توجه به روند پیچیده منطقه گرایی باید اذعان کرد که فضای حاکم بر منطقه در چارچوب ژئوپلیتیکی، زمینه ساز همکاری روسیه در حوزه امنیتی است، اما در حوزه های اقتصادی و انرژی، نظر به دیپلماسی اقتصادی چین، زمینه ساز رقابت و گاهی اختلاف بین روسیه و کشورهای این منطقه شده است.
در پایان این که، تولید چنین اثری در نوع خود بدیع است، زیرا این کتاب تلاش نویسندگان در قالب پژوهشی ـ تحلیلی کلی گرد هم آورده است. از این نظر امید است که کتاب حاضر ضمن تشریح دیدگاه های نویسندگان، به منظور آموزاندن نگارش مقالات، که خود بخش مهمی از تولیدات ادبیات مربوط به سیاست خارجی، روابط بین الملل و علوم سیاسی را در جهان امروز شامل می شود، اثری راهگشا باشد.

فهرست مطالب

- مقدمه
- راهبردهای ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا و آمریکا در اوراسیای بزرگ؛ از بحران اوکراین تا دریای جنوبی چین
- نقش قدرت ژئوپلیتیکی در روابط انرژی روسیه و اتحادیه اروپا
- از اجلاس ویلنیوس تا دریای آزوف؛ دلایل استمرار بحران امنیتی در اوکراین
- سیاست اتحادیه اروپا و روسیه در قبال ارمنستان
- تعاملات روسیه و ایالات متحده در قفقاز: همکاری یا رقابت؟
- همکاریهای چین و قزاقستان در جاده ابریشم نوین: دلایل و پیامدها
- راهبرد روسیه در بحران اوکراین و سوریه؛ نظم جهانی آینده
- آسیای مرکزی؛ صحنه تقابل و تعامل روسیه با غرب و چین

مشخصات کتاب
نویسندهدکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور
تاریخ نشرتابستان 1399
نوبت چاپاول
تعداد صفحه203
شابک978-622-96280-3-4
محصولات مشابه
روسیه و تحریم های غربروسیه و تحریم های غرب50,000 تومان مهدی هدایتی شهیدانی و دیگران
مهدی هدایتی شهیدانی و دیگران
دولت قدرتمند در روسیه: رشد و بحراندولت قدرتمند در روسیه: رشد و بحران40,000 تومان آندری تسیگانکوف (ترجمه سعید خاوری نژاد)
آندری تسیگانکوف (ترجمه سعید خاوری نژاد)
اقتصاد انرژی در دریای خزر: چالش‌های همگرایی منطقه‌ایاقتصاد انرژی در دریای خزر: چالش‌های همگرایی منطقه‌ای65,000 تومان سعید خاوری نژاد
سعید خاوری نژاد
ایران و جمهوری آذربایجان: واگرایی در بستر تعارض منافعایران و جمهوری آذربایجان: واگرایی در بستر تعارض منافع15,000 تومان سعید خاوری نژاد
سعید خاوری نژاد
روسیه و دریای خزر: قدرت‌نمایی یا رقابت برای نفوذ؟  روسیه و دریای خزر: قدرت‌نمایی یا رقابت برای نفوذ؟ 15,000 تومان تریسی جرمن (ترجمه سعید خاوری نژاد)
تریسی جرمن (ترجمه سعید خاوری نژاد)
عملیات‌های ضد شورش روسیه در قفقاز شمالیعملیات‌های ضد شورش روسیه در قفقاز شمالی15,000 تومان آریل کوهن (ترجمه سعید خاوری نژاد)
آریل کوهن (ترجمه سعید خاوری نژاد)
قدرت نرم ایران در قفقاز جنوبی: سیاست مذهبی و دیپلماسی فرهنگیقدرت نرم ایران در قفقاز جنوبی: سیاست مذهبی و دیپلماسی فرهنگی20,000 تومان آنسگار یودیکه (ترجمه سعید خاوری نژاد)
آنسگار یودیکه (ترجمه سعید خاوری نژاد)
تعارضات قدرت‌ در اوراسیای بزرگتعارضات قدرت‌ در اوراسیای بزرگ40,000 تومان دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور
دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر دانیال رضاپور